حتی اگه میخوای پرنده هم باشی،
کلاغ باش!
که میگرده رو زمین دنبال جواهر میگرده
نه اینکه یه گنجیشک کوچولو باشی
که فقط دنبال خار و خاشاکه
که با یه جرقه کوچیک همش میسوزه و به فنا میره
تنهایی
چقد آشناس
آدما فقط وقتی دچار توهم حاد میشن فکر میکنن تنها نیستن!
![]()
و سعی کنی لبخند ملیح بزنی!
شاید رفتارت به نظر احمقانه بیاد!
ولی جواب میده ![]()
باید کرکره ی مغزتو بکشی پایین
جفتش با هم نمیشه!!!
خر ها چه دیر آدم
ولی الان چند روزه که شدیدا دلم میخواد برم
میخوام همه چی رو همین جور دست نخورده و کپک زده بذارم و برم!
نمیدونم، شایدم خیلی وقته که رفتم...
عجب حالیه ها!
دلم تنگ شده بود واسه اینجور کلافه شدن!!!
آره؟! یعنی اینجوری به نظر میاد!
خیلی اشتباه به نظر میاد!!!
ماه محرم ملت مهمون سفره ی حسینن
ماه رمضون مهمون سفره ی خدا!
حالا خودت کلاهتو قاضی کن!!!
جمع کنین این بساط مرگ رو!!!
بچه جغله هنوز دهنش بو شیر میده اومده میگه
دیگه با روز تولدم حال نمیکنم... بیشتر با روز مرگ حال میکنم!
یعنی چی آخه؟!
که چی؟
که یعنی خیلی خدایی؟!
چیه؟ مردن خیلی حال میده؟
میخوای با یه چاقو بیام سراغت که گردنتو ببرم ببینی چه جوری از ترس خودتو خیس میکنی؟
جمع کنین این بساط افه اومدنو!
آره قبول دارم آدم گاهی هوس مردن میکنه
گاهی دلش میگیره
ولی فقط گاهی!!!
تو موقعیتای خاص
نه اینکه یه جونور ۱۴ ساله پاشه بیاد هی از این چیزا بگه که یعنی من چنینم و چنانم
شاید کاملا هم شکل و هم اندازه باشن
ولی دنیا شون کاملا با هم متفاوته
هیچ وقت همدیگرو نمفهمن
هیچ وقت به این وضوح اینو درک نکرده بودم
نسیمش گونه ات را ببوسد
و سکوتش درونت را به غلیان آورد
اگه دنبال بهونه یی فقط باید یه کوچولو بگردی!
همیشه بهتریناش دم دسته!
صرفا به این خاطر که بهترین دوستته
و عجیب اینجاست که اون بهترین دوست میرنجه!
ولی بدون! که رنجش اون از تو نیست، که فقط از تلخی اون حقیقت آزرده شده
و خودش هم اینو نمیدونه
اون رنجش رو میذاره به حساب تو، تلخی رو میذاره به حساب کلام تو
ولی تو بگو، فرقی میکنه؟
کدوم برات مهم تره؟
این که دوستت داشته باشه یا اینکه یه حقیقت مهم رو بدونه؟!
شاید یه روز خودش بفهمه که اون تلخی از خود حقیقت بوده، نه از دل تو
گاهی (خیلی کم!) ازش جلو میزنیم
گاهی پا به پاش میریم
و گاهیم دنبالش میدویم
بعضی وقتا وسوسه میشیم
یه برکه ی کوچیک، یه سایه ی خنک...
هر از گاهی یه اتراق کوچیک کنار جاده خیلی میچسبه!
ولی...
خیلی وقته کنار جاده اتراق کردم!!!
جرات و حماقت زیاد میخواد!
که حوصله ت رو دارم
که بودن باهات خسته م نمیکنه
تو دیگه... چی بگم آخه؟!!!