اونم جوری که بشه شکل نارون!!!!!
باید که بر زبان آورد
تا دل خانه ی حقارت درد های گذرا نشود
که به واسطه ی آنها دل آدمی نیز حقیر شود
دردی که در دل باید خانه کند
آنست که تن به اسارت واژه ندهد
دردی که ابتلایش روح را جلا میدهد و وسعت
دردی اصیل که از پی اش آفرینشی عظیم ست
- چون چشمه ای که بجوشد از دل زمین -
لیک
نمیدانم بر کدام بستر روان شوم
قطره قطره فرو میروم در دل زمین
لحظه لحظه میفرسایم در جریان زمان
چشمه باید که جاری شود
در بستری رو به دریا
دریا هم اگر نیست
دست کم به سوی برکه ای که هر صبح دخترکی کوزه بدست
بر لبش زانو میزند و آب بر میدارد
رهگذری به آبش غبار خستگی از تن میزداید
آهو بره ای از پس فراری پر اضطراب گلویی تازه می کند
و این گونه جریان یابد در بطن زندگی
نفس هایی خوشبو
صداقت و یگانگی
همه جا می لرزد
پ.ن:
پرم از آرامش و انرژی
پرم از حرکت
پرم از یه حس خوب
یه حس اصیل
پ.ن:
وای خدااااااا!
فقط ترجیحا نیاز به تمرکز بالا و هوش و حواس خیلی جمع نداشته باشه!!!