نوش بادت شب

 

در جستجوی معصومیت از دست رفته

نمیدانم کجا و چگونه از کف رفته ست

تنها می دانم دیگر نه در آینه می یابمش

نه در پرسه های بیگاه شبانه

میان کوچه های خیال

پ.ن: شاید یکی از درد های بزرگ شدن همین گم کردن ها باشد!!!

پ.ن: یادم باشه همیشه شبای مهتابی سفر کنم

معصومیت از دست رفته!!!

راس می گفت انگار

که آدما یه معصومیتی دارن

که ذره ذره

و گاهی ناگهان

از دسش می دن.

راس می گفت

خیلی راس می گفت

چقد تلخ؟؟؟

امان از این پیوندای خونی

که گاهی فقط دهنتو میبندن و

لبخند تلخ زورکی به پهنای صورت میکشن رو لبات

میروم

و نگاهم روی دیوار خالی جا می ماند

دیوار فرو می ریزد

و نگاهم آواره ی آوار دیوار می شود

چشم

...

پ.ن: هی آدمیزاد!

هر جا هم که بری

شانست زودتر از خودت اونجاس!

پ.ن: شکرت خدا جون