هوا ابری ست

صدای رعد و برق می آید

بی اختیار به سمت پنجره دویدم، ازش بالا رفتم و نشستم توی قاب پنجره

روی شاخه های کاج سوخته ی باغ همسایه دو کلاغ نشسته

بی هیچ حرفی آسمان را نگاه میکنند

میگویند کلاغ ها سیصد سال عمر میکنند

آنها میدانند کی باران می آید؟