یک ماه دویدم تا موافقت کنن

همش گفتن نه نه نه!

درست لحظه ای که شک کردم

موافقت کردن!

پروردگارا! حکمتتو* شکر!


*لجبازی

پ.ن: جهت روشن سازی اذهان عمومی عرض کنم که منظور از شک، شک به انجام اون کاره بود که درسته یا نه، یعنی داشتم کلا پشیمون میشدم، که جناب خدا فرمودن زکی! و شخصا پارتی بازی کردن کار ما رو راه انداختن!!!