آخر همه ی قصه ها

آخر همه ی خنده ها و خوشی ها

آخر همه ی دست های گرم و آغوش های تنگ

...

تو می مانی و تنهاییت

که کنارت نشسته و با دست های سرد -ولی صمیمی-

گونه هایت را خشک می کند